مدعی نادان
گویند: ابلیس نزد فرعون آمد. وی خوشه ای انگور در دست داشت و در حال خوردن بود.
ابلیس گفت:"هیچ کس تواند که این خوشه انگور تازه را خوشه مروارید خوشاب سازد؟"
فرعون گفت:"نه!"
ابلیس به یاری جادو، آن خوشه انگور را،خوشه مروارید خوشاب ساخت.
فرعون تعجب کرد و گفت:"آفرین بر استاد مردی که تو هستی!"
ابلیس سیلیی بر گوش او زد و گفت:"مرا با این استادی به بندگی قبول نکردند، تو با این حماقت، دعوی خدایی چگونه میکنی؟!"
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت 1:17 توسط سیمین
|
خدا از آدم هایی که ضعف و زبونی خود را می خواهند با خدا پرستی جبران کنند بیزار است از آن ها که یک تخته شان کم است و جای خالی آن را با مذهب پر می کنند نفرت دارد!!